معنی نفخاء
6 بازدید
[ نَ ] (ع ص، اِ) زمین بلند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || پشتهٔ نرم خاک. (منتهی الارب). پشته از خاک نرم. (ناظم الاطباء). زمین نرم مرتفع. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). مثل النبخاء. (اقرب الموارد). || اعلای استخوان ساق. (منتهی الارب) (آنندراج). بالای استخوان ساق. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || تأنیث انفخ، به معنی حیوانی که به نَفَخ مبتلا شده است. (از متن اللغة). رجوع به نَفَخ و انفخ شود.
کلمات همقافیه با «نفخاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر