معنی نفحات
9 بازدید
[ نَ فَ ] (ع اِ) بوهای خوش. (غیاث اللغات) (آنندراج). جِ نَفحَة. رجوع به نفحة شود: ز بنفشه زار زلفش نفحات عید الا سوی فخر دین و دولت شه دادگر نیاید. خاقانی. گوش هش دارید این اوقات را درربائید اینچنین نفحات را.مولوی. نفحات صبح دانی به چه روی دوست دارم که بروی دوست ماند که برافکند نقابی. سعدی. تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام شمه ای از نفحات نفس یار بیار.حافظ.
کلمات همقافیه با «نفحات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر