معنی نغلة
6 بازدید
[ نَ لَ ] (ع ص) تأنیث نغل. (از منتهی الارب). دختر زنازاده. (از اقرب الموارد). نَغِلَة. (اقرب الموارد).[ نَ غِ لَ ] (ع ص) تأنیث نَغِل به معنی دختر زنازاده. (از اقرب الموارد) (از المنجد). رجوع به نغل شود. || فاسد. نغیل. (المنجد). || جوزة نغلة؛ چهارمغز متغیر و تباه. (منتهی الارب). متغیرة زنخة. (اقرب الموارد). گردوی تباه شدهٔ بدبوشده. (ناظم الاطباء).[ نُ لَ ] (ع اِمص) تباهی پوست. (منتهی الارب) (آنندراج). تباهی پوست در دباغت. (ناظم الاطباء). اسم است از انغل الادیم. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نغلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر