معنی نغزگوی
6 بازدید
[ نَ ] (نف مرکب) نغزگفتار. شیرین سخن. شیرین گفتار: به شهنامه فردوسی نغزگوی که از پیش گویندگان برد گوی.اسدی. نغزگویان که گفتنی گفتند مانده گشتند و عاقبت خفتند.نظامی. دگر نغزگوئی زبان برگشاد که تا چند کیخسرو و کیقباد.نظامی. چو یابی پرستنده ای نغزگوی از او بیش ازین مهربانی مجوی.نظامی.
کلمات همقافیه با «نغزگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر