معنی نغزکاری
4 بازدید
[ نَ ] (حامص مرکب) بدیع کاری. شیرین کاری. هنرنمائی. عمل نغزکار. رجوع به نغزکار شود: در خورنق ز نغزکاری ها داده با اوستاد یاری ها.نظامی. پرداختمش به نغزکاری و انداختمش درین عماری.نظامی. || نغزبافتی. خوش بافت بودن.
کلمات همقافیه با «نغزکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر