معنی نغانغ
8 بازدید
[ نَ نِ ] (ع اِ) جِ نغنغ. رجوع به نُغنُغ شود. || جِ نَغنَغ. (یادداشت مؤلف از بحر الجواهر). رجوع به نَغنَغ شود. || جِ نُغنُغَة. (یادداشت مؤلف). || دو عضله در حلقوم : دو عضلهٔ دیگر است خاصه حلقوم را که آن را النغانغ گویند، بر کنارهٔ حلقوم نهاده است تا طعام و شراب را که به راه خویش فروخواهد رفتن یاری دهد تا آسانتر و زودتر فرورود، تا راه دم زدن را زحمت ندهد. (یادداشت مؤلف از ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «نغانغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نغ» برای سرودن شعر