معنی نغاغ
5 بازدید
[ نَ ] (اِ) جام. (ناظم الاطباء). رجوع به نفاغ شود: دل شاد دار و پند کسائی نگاهدار یک چشم زد جدا مشو از رطل و از نغاغ. کسائی. || آوند آبخوری. || هر چیز نادر و نفیس. || مفصل گردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نغاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر