معنی نعیب
5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) آواز زاغ. (غیاث اللغات). بانگ زاغ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (دهار). بانگ کلاغ. (مهذب الاسماء) (زمخشری). غارغار. آواز کلاغ چون گردن بکشد، خلاف نعیق. (یادداشت مؤلف): و مبادا کی اسماع ما نعیب غراب فراق استماع کند. (سندبادنامه ص ۴۰). || (مص) بانگ کردن کلاغ. (تاج المصادر بیهقی). نَعب. نعاب. نعبان. تَنعاب. (اقرب الموارد) (متن اللغة). رجوع به نَعب شود.
کلمات همقافیه با «نعیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر