معنی نعومة
6 بازدید
[ نُ مَ ] (ع مص) نرم و نازک گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). نازک و نرم شدن. (از تاج المصادر بیهقی). ناعم و لین شدن. (از متن اللغة): نعم الشی ء؛ لان ملمسه، فهو ناعم. نَعمَة. (متن اللغة). || خوش عیش شدن. (یادداشت مؤلف). وسعت گرفتن زندگی و مرفه شدن. (از متن اللغة). نَعمَة. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نعومة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر