معنی نعمتی

معنی نعمتی

5 بازدید
[ نِ مَ ] (ص نسبی، اِ) چیزهای نیک. || آسایش. || مال. || دوست. || نعل کفش. (ناظم الاطباء).
[ نِ مَ ] (اِخ) منسوب به شاه نعمت اللََّه ولی ماهانی کرمانی. پیرو شاه نعمت اللََّه ولی. رجوع به نعمةاللََّه ولی (شاه...) شود. - نعمتی و حیدری؛ نام دو فرقهٔ غوغا که در غالب شهرهای ایران بوده اند. فرقهٔ نعمتی پیروان شاه نعمةاللََّه ولی بوده اند و فرقهٔ حیدری پیروان طریقت شیخ حیدر زاوجی ولی. (یادداشت مؤلف). و اغلب این دو فرقه با هم به نزاع برمی خاستند و اوضاع شهر را آشفته می کردند و جنگ و نزاع نعمتی و حیدری برای مخاصماتی که منشأ منطقی درستی ندارد و از تعصبات عوام سرچشمه گیرد مثل شده است؛ مانند شیخی و بالاسری. رجوع به حیدری شود.

کلمات هم‌قافیه با «نعمتی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید