معنی نعمتنشان
5 بازدید
[ نِ مَ نِ ] (نف مرکب) کارندهٔ نعمت. کنایه از تخم افشاننده. که بذر بر زمین افشاند. (یادداشت مؤلف): گاو گردون بر کهکشان چون گاو گردون در وی (اصفهان ] نعمت نشان، چرخ هفتم از جی قطری و بحر قلزم از زندرود قطری. (ترجمهٔ محاسن اصفهان).
کلمات همقافیه با «نعمتنشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر