معنی نعما
28 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) نعماء. نعمت ها. رجوع به نعماء شود: گویند عالمی است خوش و خرم بی حد و منتهاست در او نعما.ناصرخسرو. ز آنجا همی آید اندرین گنبد از بهر من و تو اینهمه نعما.ناصرخسرو. گفت نشناسی درخت و چشمه ای کز کرمشان بر تو نعما دیده ام.خاقانی.[ نِ عَ مْ ما / نِ عِ مْ ما / نَ عِ مْ ما ] (ع فعل + اسم، ص مرکب) کلمهٔ مرکب از نعم و ما یعنی نیک و بسیار خوب. گویند: غسلت غسلاً نعما؛ ای نعم ما غسلت؛ غسل کردم غسلی نیک. و دقاً نعما؛ کوبیدنی نیک و بسیار نرم. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نعما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر