معنی نعل ریختن
6 بازدید
[ نَ تَ ] (مص مرکب) سخت دویدن. نعل افکندن. نعل انداختن : زید را اکنون نیابی کو گریخت جست از صف نعال و نعل ریخت.مولوی. || واماندن به علت دویدن و تاختن. خسته و مانده شدن و بجای منظور نرسیدن : حاجتش نبود به سوی کُه گریخت کز پی اش کرهٔ فلک صد نعل ریخت. مولوی.
کلمات همقافیه با «نعل ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر