معنی نعلپاره
7 بازدید
[ نَ رَ / رِ ] (اِ مرکب) شکسته نعل. (یادداشت مؤلف). نعل کهنه و فرسوده. نعلی که به علت کهنگی و فرسودگی از سم ستور افتاده باشد. || کنایه از چیز بی ارزش و بی مقدار. || کنایه از گوشوارهٔ سخت بزرگ و بی تناسب از طلا و جز آن. (یادداشت مؤلف). به طعنه و نکوهش گوشوارهٔ بی قواره و ناظریف و بدساخت را گویند. || ساعت بد. ساعت بدکار. (یادداشت مؤلف). به طعنه و کنایه ساعتی را گویند که نامرتب کار کند و جلو یا عقب رود و وقت را درست نشان ندهد. || کنایه از نانی سخت. (از یادداشت بخط مؤلف). تکه نان خشکیدهٔ کهنهٔ نامأکول.
کلمات همقافیه با «نعلپاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر