معنی نعائم

معنی نعائم

7 بازدید
[ نَ ءِ ] (ع اِ) جِ نعامة، به معنی شترمرغ. رجوع به نعامة شود. || (اِخ) نعام. (متن اللغة) (المنجد) (اقرب الموارد). نام منزل بیستم از منازل قمر و آن چهار ستاره است به شکل مربع در برج قوس که به زحل نسبتی دارد. (غیاث اللغات) (آنندراج) (از صراح اللغة). از منازل قمر است و آن هشت ستاره است در مجره به شکل تختی معوج، و گفته اند چهار ستارهٔ آن در مجره است که وارده نامیده می شوند، و چهار دیگر خارج از مجره است که صادره نام دارند. (از معجم متن اللغة) (از تاج العروس، از صحاح و المحکم). از نجوم منازل قمر، و آن هشت کوکب است، چهار از آنها نورانی یمانی هستند بر شکل مربع، که وارده نامیده می شوند به معنی فرودآینده و بدان سبب آنها را وارده گفته اند که در نزدیکی مجره شباهت دارند به شترمرغ هائی که بر سر نهر آبی درآیند، و چهار دیگر را نعائم صادره گویند، چه آنان از مجره دورند و شبیه اند به شترمرغهائی که به نهر آب فرودآمده سپس از آن خارج شده اند. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۶۱). نعایم هشت ستاره است روشن چهار در مجره و چهار بر کنار هر چهار بر شکل مربعی مختلف الاضلاع. (یواقیت العلوم ص ۲۳۷). رجوع به نعایم شود: نعائم پیش او چون چار خاطب به پیش چار خاطب چار مؤذن.منوچهری.

کلمات هم‌قافیه با «نعائم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید