معنی نظام یافتن
4 بازدید
[ نِ تَ ] (مص مرکب) سامان یافتن. به آیین و به سامان شدن. رواج و رونق گرفتن : نظام یافت همه شغل های بی تقدیر نسق گرفت همه کارهای ناهموار. امیر معزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نظام یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر