معنی نظام داشتن
3 بازدید
[ نِ تَ ] (مص مرکب) سامان داشتن. مرتب بودن. آراسته و به آیین بودن. استوار بودن : اگر در سخن این جا که هست در بندم هنوز نظم ندارد نظام و شعر شعار.سعدی. سررشتهٔ جان به جام بگذار کین رشته از او نظام دارد. حافظ (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نظام داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر