معنی نظافة
4 بازدید
[ نَ فَ ] (ع اِمص) پاکیزگی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نقاوة. (متن اللغة). نظافت. رجوع به نظافت شود. || (مص) پاک شدن. (دهار). پاکیزه گردیدن و نظیف شدن. (از ناظم الاطباء). پاک و پاکیزه شدن از چرک و آلودگی و تمیز شدن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نظافة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر