معنی نطیش
5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) جنبش. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). حرکت. (فرهنگ خطی) (متن اللغة) (اقرب الموارد). مابه نطیش؛ ای حراک. (منتهی الارب)؛ ای حراک و قوة. (اقرب الموارد). || قوة. گویند: ما به نطیش، ای: قوة. (مهذب الاسماء). || (ص) شدیدالجبلة. مؤسس الخلقة. (اقرب الموارد). که خلقتی محکم و استوار دارد. النطش، شدة جبلةالخلق، و هو: نطیش. (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نطیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر