معنی نطیحة
5 بازدید
[ نَ حَ ] (ع ص) گوسفندی به زخم سرون بمرده. (از مهذب الاسماء). که بر اثر نطح مرده باشد. (از اقرب الموارد). آن چهارپای که به زخم سرون مرده باشد. (از ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۱۰۰). حیوان که مرده باشد بواسطهٔ آن که حیوان دیگر او را شاخ زده باشد. (فرهنگ خطی). مذکر آن نطیح است . (از متن اللغة). رجوع به نَطیح شود. ج، نطائح، نَطحی ََ .
کلمات همقافیه با «نطیحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر