معنی نطرون

معنی نطرون

6 بازدید
[ نَ ] (معرب، اِ) بورهٔ ارمنی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بورق. (المنجد). قسمی از بورق ارمنی است و در صنعت صابون سازی به کار است. (از متن اللغة). بورق ارمنی. (منتهی الارب) (از نزهةالقلوب) (از اقرب الموارد). بورق احمر. (تحفهٔ حکیم مؤمن). گروهی گفته اند بورهٔ ارمنی است و گروهی گفته اند سنگی است که به روزگار چون آهک می شود، وی را اندر داروهاء بیرون به کار دارند و نباید خوردن. (یادداشت مؤلف از ذخیرهٔ خوارزمشاهی). به رومی او را افراسیمون گویند، بشر گوید: آن بورهٔ سوخته است، و به سندی او را قطراوس گویند، و گفته اند: نطرون بوره ای است که از قاین به اطراف برند و رنگ او سرخ است، ابوزید بلخی گوید در کتاب کیمیا که: آن بورهٔ ارمنی است دو نوع است: یک نوع سفید است و سبک و به خانهٔ زنبور مشابهت دارد، و نوع دیگر پارها باشد تنک؛ رازی در کتاب خود آورده است که: در خمیر نان به کار برند آنچه سفید بود او را نطرون گویند. (از ترجمهٔ صیدنه).

کلمات هم‌قافیه با «نطرون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید