معنی نطافة
7 بازدید
[ نِ فَ ] (ع مص) نَطف. نطاف. تنطاف. نطفان. (اقرب الموارد) (المنجد) (متن اللغة). رجوع به نَطف شود. || نطوفة. نَطَف. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از المنجد). رجوع به نَطَف شود.[ نُ فَ ] (ع اِ) آب که در تک دلو و مشک باقی بماند. (منتهی الارب). آب اندک که در تک دلو و مشک باقی بماند. (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از المنجد). آب اندک، و گفته اند آب کمی که در ته مشک یا دلو باقی ماند. (از اقرب الموارد). || قطارة. (متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). ج، نِطاف، نُطَف.
کلمات همقافیه با «نطافة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر