معنی نضیرة
5 بازدید
[ نَ رَ ] (ع ص) جمیلة. تأنیث نضیر است. (از اقرب الموارد). رجوع به نضیر شود.[ نَ رَ ] (اِخ) بنت ضیزن بن معاویة السلیحی است، پدرش فرمانروای جزیره و شام بود و گاهی به حدود ممالک ایران دست اندازی می کرد، شاپور به دفع او لشکر کشید، ضیزن به حصار حَضر سنگر گرفت و شاپور [ ذوالاکتاف ] سه سال آنجا را در محاصره داشت و نضیرة که زیبائی شاپور دلش را ربوده بود به شاه ایران پیغام داد که اگر مرا به همسری برگزینی راه ورود به قلعه را به تو بنمایم، شاپور قول داد و دختر خیانتگر او را به قلعه وارد کرد و پدرش را به کشتن داد. در بعض کتب به دنبال این داستان افزوده اند که در شب زفاف نضیرة بخواب نرفت شاپور علت بیدار ماندن او پرسید دختر از خشونت رختخوابش -که حریر آکنده به پر شترمرغ بود -شکایت کرد، شاپور در زیر سینهٔ او برگ موردی چسبیده دید آن را از تنش برگرفت، از جایش خون روان شد، از بس نازپرورده و نازک اندام بود. شاپور حیرت زده پرسید که: پدرت ترا با چه غذائی پرورده است که چنین لطیف و نازک بدنی؟ جوابداد: با سرشیر و شکر و مغز و شراب صافی! شاپور گفت: تو با آنان که بدینسانت پرورانده بودند چنین کردی، با دیگران چه خواهی کرد، بر تو اعتماد نشاید. سپس بفرمود تا او را به دو اسب بستند و اسبان را به تاختن آوردند تا دو شقه شد. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۳۵۸). و نیز رجوع به معجم البلدان ج ۳ ص ۲۹۱ و الاغانی ج ۲ ص ۳۵ و معجم ما استعجم ص ۴۵۴ و تاریخ طبری ج ۱ ص ۴۸۵ ذیل اخبار شاپور ذوالاکتاف و فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۶۲ و عیون الاخبار ج ۴ ص ۱۱۹ و وفیات الاعیان ج ۲ ص ۱۹۶ شود.
کلمات همقافیه با «نضیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر