معنی نضخة
5 بازدید
[ نَ خَ ] (ع اِ) یک بار باریدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مطرة. (اقرب الموارد) (متن اللغة) (المنجد). گویند: طلبنا رضخة فاصبنا نضخة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نضخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر