معنی نضج گرفتن
5 بازدید
[ نُ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) نضج یافتن. پخته شدن. رسیده شدن. (ناظم الاطباء). || آماده شدن ماده برای دفع. نضج یافتن. (ناظم الاطباء). || قوام و رونق گرفتن.
کلمات همقافیه با «نضج گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر