معنی نضارة
4 بازدید
[ نَ رَ ] (ع اِمص) تازگی. تازه روئی. خوبی. (منتهی الارب). در اصل به معنی زیبائی و تابناکی روی است، سپس در مورد هر فراخی و آسودگی به کار رفته. (از متن اللغة). نضرة. رجوع به نضارت شود. || (مص) تازه و با آب گردیدن . (از منتهی الارب). تازه شدن. نیکو شدن. سبز شدن. (فرهنگ خطی). تازه و با آب گردیدن درخت و روی و رنگ. (آنندراج). تازه روی شدن. (زوزنی). زیبا شدن. بارواء و بهجت شدن. (از متن اللغة). خوب و زیبا شدن درخت و روی و رنگ و هر چیزی. (از اقرب الموارد) (از المنجد). نضرة. نضور. نَضَر. (اقرب الموارد) (المنجد). نَضر. (المنجد). || تر و تازه گردانیدن . (از منتهی الارب) (از متن اللغة). تازه کردن. (فرهنگ خطی).
کلمات همقافیه با «نضارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر