معنی نصیرآباد
5 بازدید
[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش زرند شهرستان ساوه در ۹ هزارگزی شمال غربی زرند، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۳۳۹ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و چغندرقند و پنبه و کرچک و شاه دانه، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش کرج شهرستان تهران در ۹ هزارگزی جنوب غربی کرج بر سر راه کرج به اشتهارد، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۱۴ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ کرج، محصولش غلات، چغندر، بنشن، و اقسام میوه ها. شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران. در ۱۹ هزارگزی شمال غربی ری، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۸۷ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و چغندرقند و محصولات آنجا صیفی و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ نَ ] (اِخ) دهی است از بخش شهریار شهرستان تهران در ۲۶ هزارگزی جنوب شرقی شهریار، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۲۰۳ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و میوه های صیفی و چغندرقند، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طارم پائین بخش سیروان شهرستان زنجان در ۷ هزارگزی جنوب شرقی سیروان، در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۱۰۳ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ محلی، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و گلیم بافی و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان غنی بیگلو از بخش ماه نشان شهرستان زنجان، در ۳۶ هزارگزی مشرق ماه نشان، در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۳۱۹ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و انگور، شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان، در ۱۶ هزارگزی شمال غربی ابهر، در جلگهٔ سردسیری واقع است و ۴۴۴ تن سکنه دارد، آبش از قنات، محصولش انگور و غلات، شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیکله بخش هوراند شهرستان اهر، در ۲۰ هزارگزی جنوب هوراند، در ناحیهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۲۱۱ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات و میوه های سردرختی، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گنجگاه بخش سنجید شهرستان هروآباد، در ۱۲ هزارگزی مغرب کیوی بر سر راه اردبیل به هروآباد، در ناحیهٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و ۴۳۱ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مشکین غربی بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر (خیاو)، در ۳ هزارگزی شمال خیاو، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۹۰۱ تن سکنه دارد.. آبش از خیاوچای، محصولش غلات و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه در ۳۶ هزارگزی شمال شرقی قره آغاج و ۱۵ هزارگزی جنوب راه مراغه به میانه، در ناحیهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۹۳۲ تن سکنه دارد. آبش از چشمه سارها، محصولش غلات و بادام و نخود و بزرک و زردآلو و آلوچه، شغل اهالی زراعت و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان اهر با ۸۸ تن سکنه. رجوع به فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴ شود.[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دول بخش حومهٔ شهرستان ارومیه، در ۴۴ هزارگزی جنوب شرقی ارومیه و ۶ هزارگزی غرب راه مهاباد به ارومیه، در درهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۲۱ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و توتون و انگور و چغندر و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند. در ۲۹ هزارگزی شمال غربی شهر نهاوند و یک هزارگزی راه نهاوند به کرمانشاه، در جلگهٔ سردسیری واقع است و ۱۲۱ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ تویسرکان، محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شراء بخش رزن شهرستان همدان، در ۴۲ هزارگزی جنوب قصبهٔ رزن بر کنار راه فامنین به نوبران، در جلگهٔ سردسیری واقع است و ۵۱۳ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز، در ۲ هزارگزی شمال مسجدسلیمان در ناحیهٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ کارون و چشمه، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و گله داری و کارگری شرکت نفت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان همت آباد شهرستان بروجرد، در ۴ هزارگزی جنوب شرقی بروجرد در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۴۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رستاق بخش نی ریز شهرستان فسا، در ۱۲ هزارگزی مغرب نی ریز و ۳ هزارگزی راه نی ریز به شیراز، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۷۱۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان و بخش قیر و کارزین شهرستان فیروزآباد. در ۱۱ هزارگزی جنوب شرقی قیر در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۲۲۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ قره آغاج، محصولش غلات و برنج و خرما، شغل اهالی زراعت و باغداری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شیبکوه بخش مرکزی شهرستان فسا، در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۶۲۲ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و خرما و پنبه و حبوبات و لیمو و انار، شغل اهالی زراعت و باغبانی و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان توابع ارسنجان بخش زرقان شهرستان شیراز، در ۸۸ هزارگزی مشرق زرقان در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۹۷ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات، محصولش غلات و چغندر، شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان. رجوع به فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۱۱ شود.[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کازرون در ۶ هزارگزی جنوب شرقی کازرون، در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۱۰۲ تن سکنه دارد. آبش از چاه و قنات، محصولش غلات و صیفی، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ده تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان. رجوع به فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ ص ۴۱۱ شود.[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طارم بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس با ۸۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زاوهٔ بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه در ۶۰ هزارگزی جنوب شرقی تربت حیدریه در دامنهٔ معتدل هوائی واقع است و ۲۷۳ تن جمعیت دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان بیرگان بخش اردل شهرستان شهرکرد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گندمان بخش بروجن شهرستان شهرکرد، در ۲۸ هزارگزی جنوب غربی بروجن، در منطقهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۴۶۷ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات و کتیرا. شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «نصیرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر