معنی نصرةالدین کبودجامه

معنی واژه نصرةالدین کبودجامه

4 بازدید
[ نُ رَ تُدْ دی نِ کَ مَ ] (اِخ) امیر عشایر کبودجامه است که در اراضی میان استراباد و خوارزم ساکن بودند، وی به سال ۶۰۰ هـ . ق. به دست سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه کشته شد. عوفی او را امیری شاعر و شعرشناس توصیف کرده است. او راست: منم که چون به غضب بر فلک نگاه کنم جمال طلعت خورشید را تباه کنم کبود جامه ام آری ولی به تیغ کبود رخ عدو را از خون دل سیاه کنم. * ترکی که به رخ درد مرا درمان است او را دل من همیشه در فرمان است بخریده امش به زر، به صدجان ارزد جانی که به زر توان خرید ارزان است. (از تاریخ ادبیات در ایران دکتر صفا ج ۲ ص ۳۴۵). و رجوع شود به تعلیقات قزوینی بر لباب الالباب عوفی ص ۵۷۳ و لباب الالباب چ سعید نفیسی ص ۵۱.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید