معنی واژه نصرة
4 بازدید
[ نَ صَ رَ ] (ع ص، اِ) جِ ناصر. (متن اللغة). رجوع به ناصر شود.[ نَ رَ ] (ع اِ) باران تام . (از اقرب الموارد) (از المنجد). نُصرَة. (المنجد).[ نُ رَ ] (ع اِمص) یاری کردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۱۰۰). یاری دادن. (آنندراج). یاری گری. (ناظم الاطباء). نصر. (المنجد). رجوع به نصرت شود. || خوبی با دیگری. (منتهی الارب). || حسن المعونة. (متن اللغة) (از اقرب الموارد) (المنجد). || (اِ) باران تام و کامل. (از متن اللغة) (المنجد). رجوع به نَصرَة شود.