معنی واژه نصرآباد
4 بازدید
[ نَ ] (اِخ) محله ای است در ری در سمت بالای شهر. (از الانساب سمعانی). و آن منسوب است به نصربن عبدالعزیز الخزاعی که در عهد سفاح به ولایت ری رسید و چون ابومسلم خراسانی کشته شد، منصور خلیفه نامه ای از زبان ابومسلم خطاب به او جعل کرد و در آن نامه به وی دستور داد که ولایت را به ابوعبیدة سپارد و چون نصر چنین کرد او را زندانی کردند و کشتند. (از معجم البلدان).[ نَ ] (اِخ) محله ای است در نیشابور و بدان منسوبند: محمدبن احمدبن عبداللََّه بن شهمرد ابوالحسن نصرآبادی و احمدبن حسن نصرآبادی. رجوع به معجم البلدان شود.[ نَ ] (اِخ) موضعی است در فارس و بدان منسوب است ابوعمر محمدبن عبداللََّه نصرآبادی. (از معجم البلدان).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه در ۱۵ هزارگزی مشرق تربت حیدریه بر سر راه باخرز به خواف، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۲۵۶ تن سکنه دارد. آبش از قنات محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رزآب بخش حومهٔ وارداک شهرستان مشهد، با ۷۶ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان شهاباد بخش حومهٔ شهرستان بیرجند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند با ۷۱ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان کاریزنو بخش تربت جام شهرستان مشهد است. در ۳۰ هزارگزی شمال غربی تربت جام بر سر راه مشهد به تربت جام، در جلگهٔ معتدل هوایی واقع است و ۱۱۱۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و بنشن و اقسام میوه ها، شغل اهالی زراعت و مالداری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور در ۱۸ هزارگزی جنوب شرقی چکنه بالا، در ناحیهٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع است و ۱۴۶ تن سکنه دارد آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و ابریشم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور، در ۱۲ هزارگزی مغرب نیشابور، در جلگهٔ معتدل هوایی واقع است و ۱۱۶ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان طاغنکوه بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بام بخش صفی آباد شهرستان سبزوار. در ۳۷ هزارگزی شمال غربی صفی آباد، در جلگهٔ معتدل هوایی واقع است و ۲۱۲ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و پنبه، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فیض آباد بخش فیض آباد شهرستان تربت حیدریه در ۱۲ هزارگزی شمال شرقی فیض آباد محولات، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۲۸۹ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و پنبه و بنشن و ابریشم، شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی و ابریشم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه در ۳۹ هزارگزی شمال شرقی رود، در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۴۳۹ تن سکنه دارد شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی و کرباس بافی و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رستاق بخش خلیل آباد شهرستان کاشمر در دوهزارگزی مغرب خلیل آباد، بر سر راه کاشمر به بردسکن، در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۱۰۷۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و زیره و انگور، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنارشهر بخش بردسکن شهرستان کاشمر. در ۱۵ هزارگزی جنوب شرقی بردسکن واقع است و ۹۹ تن سکنه دارد. آبش از قنات محصولش غلات شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طبس بخش صفی آباد در ناحیهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۳۰۸ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند، در ناحیهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۲۴۱ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و زعفران و اقسام میوه ها، شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان لب کویر بخش بجستان شهرستان گناباد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان تبادکان بخش حومهٔ وارداک شهرستان مشهد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ بخش زرند شهرستان کرمان. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸ شود.[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸ شود.[ نَ ] (اِخ) دهی کوچکی است از دهستان خضر بخش خضر شهرستان جهرم با ۶۲ تن سکنه. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷ شود.[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸ شود.[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز در ۱۴ هزارگزی جنوب شرقی شیراز، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۱۶ تن سکنه دارد. آب آن از قنات، محصولش غلات و محصولات صیفی، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز، در ۶۸ هزارگزی جنوب شرقی اردکان در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۲۱۶ تن سکنه دارد. آبش از رود کر، محصولش غلات و چغندر و برنج، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش مرکزی شهرستان آباده در ۶۶ هزارگزی جنوب اقلید، در جلگهٔ سردسیری واقع است و ۱۲۶ تن سکنه دارد. آبش از قنات و چشمه، محصولش غلات و حبوبات و اشجار تبریزی، شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زروماهروی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، در ۷۰ هزارگزی جنوب غربی الیگودرز، در ناحیهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۲۷۸ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. در ۱۴ هزارگزی شمال راه الیگودرز به گلپایگان، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۳۹۷ تن سکنه دارد. آبش از قنات و چاه، محصولش غلات و چغندر و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ نَ ] (اِخ) دهستانی است در بخش مرکزی شهرستان قصرشیرین. قرای این دهستان در ساحل جنوبی رودخانهٔ الوند، قسمتی در علیای قصرشیرین و قسمتی در سفلی واقع شده است. آبادیهای دهستان به نام کدخدای محل نامیده میشود و معمولاً با مرگ کدخدا نام آنها تغییر میکند، فعلاً [ سال ۱۳۳۱ تاریخ چاپ فرهنگ جغرافیایی ] نام آنها به ترتیب از پل ذهاب تا قصرشیرین و از قصرشیرین تا مرز عراق بدین ترتیب است: شمس اللََّه با ۷۵ نفر سکنه، پاشا ۹۰ نفر، سیداحمد ۲۵ نفر، سیدخلیل ۲۲۵ نفر، سرآسیاب نزدیک شهر ۲۵۰ نفر، سید سعداللََّه ۱۰۰ نفر، سید سهراب ۷۵ نفر، نوپهن ۷۵ نفر، تنگاب باباخانی ۵۰ نفر و نیز آبادیهای گرلوه، نمره ۲، گنبد صوفی تنگاب احمدوند نیز جزء این دهستان است. دهستان در منطقهٔ پرتپه و ماهور و گرمسیری در ساحل رودخانهٔ الوند واقع است و جمعاً ۱۳ قریه و ۱۴۰۰ تن سکنه دارد. محصول عمده اش غلات و محصولات صیفی و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پیشکوه بخش تفت شهرستان یزد، در ۳۲ هزارگزی مغرب تفت در منطقهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۱۰۱۷ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).[ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان گرمسیر شهرستان اردستان با ۷۲ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).[ نَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان یزد، در دو هزارگزی مغرب یزد در جلگهٔ معتدل هوایی واقع است و ۱۲۳۸ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و نساجی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان دامغان با ۸۳ تن جمعیت. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان استرآباد رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان. در ۶ هزارگزی مشرق شهر گرگان، در دشت معتدل هوائی واقع است و ۴۱۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه جوزولی، محصولش برنج و غلات و توتون سیگار، شغل اهالی زراعت و گله داری و بافتن پارچه های نخی و ابریشمی و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ نَ ] (اِخ) دهی است از بخش آران شهرستان کاشان، در ۱۲ هزارگزی شمال غربی آران بر کنار راه آهن کاشان، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۱۸۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و پنبه و تنباکو و ابریشم و انار و انجیر و خربزه و هندوانه، شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان فومن، در ۷ هزارگزی شمال غربی فومن، در جلگهٔ معتدل مرطوبی واقع است و ۱۱۱ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ ماسوله، محصولش برنج و توتون سیگار، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سنگر کهدمات بخش مرکزی شهرستان رشت در ۲۴ هزارگزی جنوب شرقی رشت. در جلگهٔ معتدل مرطوبی واقع است و ۲۵۵ تن سکنه دارد. آبش از نهر نورود رودخانهٔ سفیدرود، محصولش برنج، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شراء پائین بخش وفس شهرستان اراک، در ۳۰ هزارگزی جنوب غربی کمیجان، در ناحیهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۱۳۳ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ شراء، محصولش غلات و انگور و ارزن، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ماربین بخش سدهٔ شهرستان اصفهان، در ۹ هزارگزی جنوب شرقی سده، در کنار راه نجف آباد به اصفهان، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۲۶۶۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه، محصولش غلات و پنبه و حبوبات و تنباکو و انگور، شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰). دیه نصرآباد بالخصوص از حیث آب و درخت و باغات و بیشه که همهٔ آنها در حوالی زاینده رود واقع است به بسیاری از قراءِ ماربین مزیت داشته و هماره جایگاه دانشمندان و عرفا بوده. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۹۴).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جرقویهٔ بخش حومهٔ شهرستان شهرضا، در ۳۰ هزارگزی شمال شرقی شهرضا، بر سر راه آذرخواران به نصرآباد در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۲۳۹۳ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و پنبه و اقسام میوه ها، شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).