معنی نشیمن گرفتن
4 بازدید
[ نِ مَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) خانه کردن. منزل کردن. || نشیمن کردن. لانه کردن. آشیان گرفتن. آشیانه ساختن. || جای گرفتن. نشستن : شد وقت که خلق راه گلشن گیرند مرغان به سر سرو نشیمن گیرند. بنائی (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نشیمن گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر