معنی نشیمن ساختن
5 بازدید
[ نِ مَ تَ ] (مص مرکب) مقام کردن. مسکن گرفتن. به سکنی گرفتن : مرا یک گوش ماهی بس بود جای دهان مار چون سازم نشیمن.خاقانی. || فرود آمدن. جای گرفتن. آشیان کردن : که سازد تیره ابر آنجا نشیمن.منوچهری.
کلمات همقافیه با «نشیمن ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر