معنی نشیص
4 بازدید
[ نَ ] (ع ص، اِ) نیزهٔ راست ایستاده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رُمح منتصب. (متن اللغة). نشوص. (از اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به نشوص شود. || آرد که در آن خمیر اندازند و نان پزند پیش از نیکو شدن خمیر. (منتهی الارب). خمیری که نیک برنیامده باشد و از آن نان پزند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نشیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر