معنی نشگون
6 بازدید
[ نِ ] (اِ) قرص. قرض. وشگون. نشکون. نشکنج. نخجل. رنج رساندن به کسی با فشردن قسمتی از گوشت تن او میان ابهام و سبابه. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نشگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر