معنی نشف

معنی نشف

7 بازدید
[ نَ ] (ع مص) رفتن و هلاک شدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رفتن و تباه شدن مال کسی. (از اقرب الموارد). || رفتن آب در زمین. (از منتهی الارب) (از المنجد) (از اقرب الموارد). روان گردیدن آب به روی زمین. (از ناظم الاطباء). و اسم از آن نَشَف است. (از اقرب الموارد). || فرورفتن آب در زمین. (آنندراج). || بخود کشیدن جامه خوی و عرق را و کاغذ سیاهی را و حوض آب را. (از منتهی الارب) (آنندراج). بخود کشیدن لباس عرق و حوض آب را. (از المنجد) (از اقرب الموارد). جذب کردن و در خود کشیدن جامه خوی را. (از غیاث اللغات). به خود کشیدن جامه خوی را، کاغذ سیاهی را، سفال و اسفنج آب را. (یادداشت مؤلف). || جذب شدن : پس نشان نشف آب اندر غصون آن بود که می نجنبد در رکون.مولوی. || گرفتن آب را از جائی با پارچه و جز آن. (از ناظم الاطباء). آب را از جائی با کهنه و امثال آن برگرفتن که چیزی از آن باقی نماند. (از المنجد) (از اقرب الموارد). خشک کردن. خشکانیدن. (یادداشت مؤلف). || قطع شدن آب چاه. (از المنجد) (از اقرب الموارد). || خشکیدن رطوبت لباس. (از المنجد). || (اِ) لون. رنگ. (از اقرب الموارد). || جمع نشفة است به معنی سنگ پا. رجوع به نَشفَه شود.
[ نَ شَ ] (ع اِ) نوعی از سنگ سیاه که با خشونت باشد. (آنندراج) (از غیاث اللغات). سنگ پاشنه. (از مهذب الاسماء). سنگ پا. پاشنه سنگ. پای خار. (یادداشت مؤلف). || زمینی که آب را به خود میکشد. || آبی که به زمین فرو میرود. (ناظم الاطباء). || (مص) روان شدن آب در زمین. (از اقرب الموارد) (از المنجد). نضوب آب. (از المنجد).
[ نِ ] (اِ) کاسهٔ سر. || قدح چوبین. (غیاث اللغات) (آنندراج). || جمع نشفة است. رجوع به نِشفَة شود.
[ نِ شَ ] (ع اِ) جِ نشفة.
[ نُ شَ ] (ع اِ) جِ نشفة.

کلمات هم‌قافیه با «نشف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید