معنی نشست و خیز کردن
6 بازدید
[ نِ شَ تُ کَ دَ ] (مص مرکب) نشست و خاست کردن. معاشرت کردن. رفت و آمد داشتن. هم نشینی کردن : گفتند چرا بزرگ شما با گنهکاران نشست و خیز می کند. (دیاتسارون ص ۱۱۶).
کلمات همقافیه با «نشست و خیز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر