معنی نشست و برخاست کردن
8 بازدید
[ نِ شَ تُ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) معاشرت کردن. رفت و آمد داشتن. || هم نشینی کردن. مصاحبت. رجوع به نشست و برخاست شود.
کلمات همقافیه با «نشست و برخاست کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر