معنی نشستنی
5 بازدید
[ نِ شَ تَ ] (ص لیاقت) هر جائی و یا هر چیزی که بر آن می نشینند. || هر آنچه بر آن سوار می شوند، مانند اسب و اشتر و اراده و کشتی و جز آن. (ناظم الاطباء). || قابل سکونت. درخور سکنی که منزل کردن و اقامت کردن در آن شاید: این خانه دگر نشستنی نیست.[ نَ شُ تَ ] (ص لیاقت) که قابل شست و شو نیست. مقابل شستنی. رجوع به شستنی شود.
کلمات همقافیه با «نشستنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر