معنی نشا کردن
5 بازدید
[ نِ کَ دَ ] (مص مرکب) نهال نشاندن. کاشتن بته های برکنده به جای دیگر رشد را. (یادداشت مؤلف). گیاه نورسته ای از جائی برکندن و در جائی دیگر کاشتن. بوتهٔ نورستهٔ گل یا میوه ای را از جائی که به انبوهی روئیده است برکشیدن و در زمینی آماده شده، به ترتیب و فواصل معین کاشتن، تا رشد کند و گل و میوه دهد، چون نشای گوجه فرنگی و بادمجان. رجوع به نشا شود.
کلمات همقافیه با «نشا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر