معنی نشانی شدن
5 بازدید
[ نِ شُ دَ ] (مص مرکب) علم شدن. مشهور گشتن. انگشت نما شدن : که پروردهٔ مرغ باشد به کوه نشانی شده در میان گروه.فردوسی. نشانی شد اندر میان مهان نزاید چنو مادر اندر جهان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «نشانی شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر