معنی نشانی دادن

معنی نشانی دادن

5 بازدید
[ نِ دَ ] (مص مرکب) سراغ دادن. (یادداشت مؤلف). راه نمودن. دلالت کردن. آدرس دادن. علامت دادن : نشانی دهیدم سوی کیقباد کسی کز شما دارد او را بیاد. فردوسی. دادمت نشانی به سوی خانهٔ حکمت سرّ است نهان دارش از مرد سبکسار. ناصرخسرو (دیوان چ دانشگاه ص ۳۸۰). هرگاه که اندر بیماری هاءِ سینه نفث پخته بیکبار بسیار برآید بر دو حال نیک نشانی دهد یکی ریختگی ماده دوم بر آنکه قوه قوی است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی): تیغ جانخواه تو عزرائیل را گوید به جنگ کای اخی جائی نشانی ده مرا جان دگر. سوزنی. شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب به مومیائی لطف توام نشانی داد.حافظ. || توصیف کردن. (یادداشت مؤلف). وصف. صفت. (ترجمان قرآن): روز شدن را نشان دهند به خورشید باز مر او را به تو دهند نشانی.رودکی. نشانی از کف زر بار او دهد به خزان چو برگ ریز شود بر زمین شجر ز هوا. سوزنی. || نشان دادن : چنین شهریار و چنین شاهزاده که دید و که داده ست هرگز نشانی.فرخی. نه چون او ملک خلق دیده به گیتی نه چون او سخی خلق داده نشانی.فرخی.

کلمات هم‌قافیه با «نشانی دادن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید