معنی نشانه شدن
6 بازدید
[ نِ نَ / نِ شُ دَ ] (مص مرکب) هدف شدن. هدف واقع شدن. - نشانهٔ تیر بلا شدن؛ آماج بلا و مصائب شدن. || انگشت نما شدن. عَلَم شدن. مشارٌ بالبنان گشتن : چو مه نشانه شد اندر سفر مسلمانان نشانه پلهٔ من از سفر که می آرد. میرحسن دهلوی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نشانه شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر