معنی نشاطمندی
5 بازدید
[ نَ / نِ مَ ] (حامص مرکب) خوشی. عیش و طرب. عشرت. شادمانی : بگذار که این اسیر بندی روزی دو کند نشاطمندی.نظامی. زید از سر آن نشاطمندی چون کوه گرفت سربلندی.نظامی.
کلمات همقافیه با «نشاطمندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر