معنی نشابة
6 بازدید
[ نُ شْ شا بَ ] (ع اِ) واحد نشاب، به معنی تیر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به نُشّاب شود.[ نِ بَ ] (ع اِمص) حرفت و صنعت تیرسازی. || (اِ) تیر. ج، نشاب. جج، نشاشیب. (ناظم الاطباء).[ نَ شْ شا بَ ] (ع ص) تأنیث نَشّاب. گویند: رجل نشاب و قوم نشابة. (اقرب الموارد). قوم نشابة؛ گروه تیرانداز. (از المنجد) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || (اِ) تیر، خصوصاً تیر چوبی که مردم ایران می ساختند و سهم تیری بود که خود تازیان از نی می ساختند. (ناظم الاطباء). رجوع به نُشّابة شود.
کلمات همقافیه با «نشابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر