معنی نسیج وحده
5 بازدید
[ نَ جِ وَ دِهْ ] (ع ص مرکب) بی همتا. بی نظیر. بی کفو. واحد عصره. قریع قومه. بی نظیر در علم و جز آن. بی قرین. تک بافت. یگانهٔ روزگار. که قالب نقش او را یک بار به کار برده و سپس شکسته و تباه کرده باشند. (یادداشت مؤلف): چراغ گوهر قاضی محمد نسیج وحده عالم بوالمظفر.فرخی.
کلمات همقافیه با «نسیج وحده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر