معنی نسوز
5 بازدید
[ نَ ] (نف مرکب) که به آتش تباه نشود. قائم النار. (یادداشت مؤلف). ناسوز. که نمی سوزد. که از آتش گزند نمی بیند. ناسوزنده: آجر نسوز. پنبهٔ نسوز. خاک نسوز. صندوق نسوز.
کلمات همقافیه با «نسوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر