معنی نسور
8 بازدید
[ نُ ] (ع اِ) جِ نسر، به معنی کرکس. رجوع به نسر شود: دو چیز بود به رزم تو ماتم و سور هم ماتم دشمنان و هم سور نسور.یزدانی. این شهر سوری داشت که نسور بر موازاة شرفات او نرسیدندی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۵۷). از آن طایفه سباع را اشباعی تمام و نسور را سوری به نوا حاصل شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۹۱). سباع بی نزاع با ذئاب درساختند و نسور بی نشور با عقاب همخوان گشتند. (جهانگشای جوینی). از اثر تیغ او به عرصهٔ هیجا شور نشور است و نیز سور نسور است. دهخدا.
کلمات همقافیه با «نسور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر