معنی نسود
7 بازدید
[ نَ ] (ص) نسو. (جهانگیری) (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء). چیزی نرم و ساده و لخشان و لغزنده و بی خشونت. (برهان قاطع). لغزان. املس. (یادداشت مؤلف): ز خاک و آتش و آبی به رسم ایشان رو که خاک خشک و درشت است و آب نرم و نسود. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «نسود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر