معنی نسقبند
6 بازدید
[ نَ سَ بَ ] (نف مرکب) قراردهندهٔ قاعده. (آنندراج). آنکه نظم می دهد و مرتب می کند اساس و بنیان کاری را. (ناظم الاطباء): علی را وکیل خدا خوانده اند نسق بند ارض و سما خوانده اند. ملاطغرا (از آنندراج). || عامل ملک. (غیاث اللغات). که بنیچه بندی کند.
کلمات همقافیه با «نسقبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر