معنی نسج عنکبوت
7 بازدید
[ نَ جِ عَ کَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بیت عنکبوت. خانهٔ عنکبوت. پردهٔ عنکبوت. کارتنک. کاره. (یادداشت مؤلف). تاری که عنکبوت تند: بأسش چون نسج عنکبوت کند روی جوشن خرپشته را و درع مزور.منوچهری. تا حصن تو نسج عنکبوت است اوهن چه که احسن البیوت است. جمال الدین اصفهانی. || کنایه از هر چیز سست و بی ثبات و قوام. رجوع به نسج العنکبوت شود.
کلمات همقافیه با «نسج عنکبوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر